در سایه نخل خشکیده آسوده بود. گرسنه اش شد. و ندا آمد: نخل را تکان بده. خرمای شیرین روزیت می گردانیم!
::
عیسی در آغوشش بود. به فکر فرو رفت ... پروردگارا پیش از این؛ اراده طعام می کردم، در حجره ام آماده بود! نکند مریم جرمی مرتکب شده؟! منادی ندا سر داد: "حب فرزند" در دلت جای گرفته!
::
* پرده دوم:
زیارت عاشورا می خواندم ... «وَ اَسْئَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنیِ الْمَقامَ الْمَحْمُود لَکُمْ عِنْدَاللّهِ.» «از خداوند میخواهم مرا هم به مقام محمود که شما اهل بیت علیهم السلام نزد خدا
دارید، برساند.» چیست این مقام محمود؟ و چگونه سید الشهدا به آن رسید؟
::
علی اکبر اذن میدان گرفت چشمان پدر قامت جوانش را نظاره می کرد! انگار حسین هنوز از علی دل نکنده؟! "فاَذِنَ لَهُ" ... اجازه میدان داد ...